تبليغاتX
واحه ای در لحظه
بالاخره تموم شد

همه چی به خیر و خوشی گذشت و صنعتی اصفهان هم تقریبا به خاطره ها پیوست البته برای من و برای آیندگان رفتی همچنان پابرجاست از همین الان یاد تموم خاطره های اینجا بخیر//////

شاید این آخرین پست باشه !!!!!

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 3:20 بعد از ظهر توسط یه لحظه |

بالاخره دارم دفاع می کنم  تمام وجودم پر از استرسه  تا شنبه هزار بار می میرم و زنده می شم..........

به قول استاد : برسان باده که غم روی نهاد ای ساقی....

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 11:13 بعد از ظهر توسط یه لحظه |

به یاد داشته باش

من می ‌توانم خوب،بد،خائن،وفادار،فرشته ‌خو يا شیطان‌ صفت باشم

من می توانم تو را دوست داشته يا از تو متنفر باشم،

من می توانم سکوت کنم، نادان و يا دانا باشم،

چرا که من یک انسانم، و اینها صفات انسانى است 

و توهم به یاد داشته باش

من نباید چیزى باشم که تو می خواهى ، من را خودم از خودم ساخته ام، تو را دیگرى باید برایت بسازد و

تو هم به یاد داشته باش

منى که من از خود ساخته ام، آمال من است ،

تویى که تو ازمن می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.
لیاقت انسانها کیفیت زندگى را تعیین میکند نه آرزوهایشان و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می خواهى و تو هم می توانى انتخاب کنى که من را می خواهى یا نه ولى نمی توانى انتخاب کنى که از من چه می خواهى .

می توانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم ،و من هم.

می توانى از من متنفر باشى بى هیچ دلیلى و من هم ،

چرا که ما هر دو انسانیم.

اين جهان مملواز انسانهاست ،

پس این جهان می تواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.

تو نمی توانى برایم به قضاوت بنشینى وحكمي صادر كني ومن هم،
قضاوت و صدورحکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است
.

دوستانم مرا همین گونه پیدا میکنند ومیستایند،

حسودان از من متنفرند ولى باز ميستایند،

دشمنانم کمربه نابودیم بسته اند و همچنان می ستایندم،

چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت،

نه حسودى و نه دشمنى و نه حتى رقیبى،
من قابل ستایشم، و تو هم
.

یادت باشداگر چشمت به این دست نوشته افتاد

به خاطر بیاورى که آنهایى که هر روز می بینى و مراوده می کنى

همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان،با نقابى متفاوت،

اما همگى جایزالخطا.

نامت را انسانى باهوش بگذار اگرانسانهارا از پشت نقابهاى متفاوتشان شناختى،

و یادت باشد که کارى نه چندان راحت است.

 

 

از نوشته های : مهاتما گاندی 

+ نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1387ساعت 10:21 بعد از ظهر توسط یه لحظه |

اثر "زاهاریا استانکو" در ایران چاپ اول ۱۳۳۷

زاهاریا در خانواده ای فقیر در جنوب رومانی به دنیا آمد ولی با وجود مشکلات فراوان توانست در ۱۹۳۲ از دانشکده ادبیات بخارست با مدرک ادبیات فارغ التحصیل شود.

و رمان "پا برهنه ها" برگرفته از خاطرات نویسنده بصورت متکلم وحده روایت می شود و با ترجمه زیبای "شاملو" مجموعه ای منحصر به فرد تقدیم خواننده می شود.


ما خواندیم و لذت بردیم ، به شما جوان ها هم توصیه می کنم بخوانید هر چند درگیر تز باشید

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 12:28 بعد از ظهر توسط یه لحظه |

اینجاست که باید به شاملو افتخار کرد و رفت تو face book فن اش شد.

با خوندن رمان "پابرهنه گان" هر چه بیشتر عاشق شاملو میشم این رمان با ترجمه شاملو واقعا زیبا و خوندنیه. اگه عمری باقی بود تو بقیه پستا ازش می نویسم.


میگم تا وقتی بود روح و جسمش آزارمون می داد تو دانشکده از دست جسمش می کشیدم و تو خوابگاه از دست روحش که تو رویاهام بود همش. حالا یه فرصتی شده که کتابی بخونیم ولی می دونم که بزودی بازخواهد گشت.

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 2:5 قبل از ظهر توسط یه لحظه |